تقدیم به او که با ارامش صداش لحظات خوش را برایم رقم زد ...رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مستنهد به پای قدح هر که شش درم داردنرگس باغ نظر چون تویی ای چشم و چراغسر چرا بر من دلخسته گران می دارینرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنجنروند اهل نـظر از بیدار شو ........
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوستداشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بیارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن ن بیدار شو ........